روش لیپوماتیک جدیدترین روش تخلیه چربی از بدن با نتیجه ای کاملا متفاوت و باور نکردنی در مقایسه با سایر روش های تخلیه چربی مثل ساکشن و یا لیپولیزر است.
به وب سایت من خوش امدید
لیپولیز از جمله روش های لاغری است که خود در طیفی از متدها تعریف می شود و توسط بعضی از پزشکانی که جراحی های لاغری را انجام می دهند استفاده می شود. لیپولیز به معنای شکستن بافت سلول های چربی می باشد که امروزه عمدتا به عنوان روشی برای تخریب چربی شناخته می شود. لیپولیز صرفا محدود به لیپولیز لیزری نمی شود و انواع قدیمی تر لیپولیز نیز وجود دارند که همچنان مورد استفاده پزشکان قرار می گیرند. برای مثال بعضی اوقات لیپولیز به وسیلۀ امواج مافوق صوت صورت می گیرد که به این روش لیپولیز لیپوساکشن اولتراسونیک یا لیپولیز اولتراسونیک می گویند. هدف در لیپولیز اولتراسونیک همچون سایر روش های لیپولیز تخریب بافت چربی با استفاده از امواج مافوق صوت می باشد. یکی از عمده ترین ضعف های این روش لیپولیز این است که پس از تخریب بافت چربی، باعث افتادگی پوست و باقی ماندن چروک هایی روی پوست می شود. یکی از جدیدترین روش های لیپولیز، لیپواسکالپچر یا استفاده از لیزر در لیپولیز می باشد. در این روش لیپولیز از اشعه لیزر برای شکستن سلول های چربی استفاده می شود. این روش در سال 2006 به تأیید سازمان دارو و غذای آمریکا رسیده است و امروزه توانسته است در سطحی جهانی پذیرفته شود. در این روش لیپولیز از لیزر Diode استفاده می شود که به صورتی پالسی به کار می رود. در لیپولیز لیزری باید از بی حسی موضعی استفاده کرد. در این روش لیپولیز سوراخ هایی به عمق یک یا دومیلیمتری روی پوست ایجاد می شود و فیبرنوری باریک وارد نواحی سوراخ شده روی پوست می شوند. برای افرادی که دارای چاقی خفیف یا متوسط هستند استفاده از لیزر لیپولیز می تواند بسیار مفید و کارا می باشد. این افراد دیگر نیازی به ساکشن ندارند و همین شکل از لیپولیز می تواند چربی های اضافی را در قسمت های مختلف بدن آنها بزداید. اما در مقابل افرادی که از چاقی شدید رنج می برند علاوه بر استفاده از لیپولیز لیزری برای از بین بردن چربی های سطحی، برای تخلیه چربی هایی که در لایه های عمیق تر قرار دارند به لیپوساکشن نیاز خواهند داشت. یکی از مهمترین مزایای لیپولیزر نسبت به سایر روش های لیپولیز این است که پس از استفاده از این روش پوست فرد دچار افتادگی نمی شود و در بسیاری از موارد نیز به کشیده شدن و سفت شدن پوست نیز منجر می شود. در صورت استفاده از لیزر در لیپولیز، چربی تخریب شده در زیر پوست معمولا در طول زمان جذب بدن می شود و یا به راحتی از آن خارج می شود و به همین دلیل ناهمواری یا افتادگی خاصی روی پوست ایجاد نمی شود. با توجه به عوارض بسیار کمتر لیپولیز از طریق لیزر امروزه بسیاری از پزشکان و متخصصان زیبایی به این روش روی آورده اند و متقاضیان زیادی نیز برای این روش لاغری وجود دارند.
در اين بخش دستوالعملهای ساده ای ذکر میشود که با رعایت آنها، فرش دستبافت شما از گزند صدمات در امان می ماند توجه کنید که این دستوالعمل ها در مورد فرشهای خانگی ومصرفی می باشند و لازم است در مورد فرش های عتیقه با کارشناسان خبره مشورت شود: از چسب زدن به ریشه های فرش جهت جلوگیری از آلودگی خودداری کنید چرا که این چسبها به راحتی حتی در قالیشویی ها پاک نمی شوند.سعی کنید دو سر ریشه های فرش را گره بزنید تا فرش شکافته نشود. در ضمن ، خود ریشه هارا حتی المقدور، داخل پارچه یا چرم گذاشته، آنها را بدوزید تا ریشه ها محفوظ بمانند. سطحی که فرش بر روی آن گسترده می شود باید صاف، خشک و عاری از گرد و خاک باشد. بهتر است فرش روی فرش دیگری پهن نگردد. هنگام نظافت فرش بهتر است پنجره ها باز باشد تا گرد و خاک ناشی از نظافت دوباره روی فرش ننشیند. درز های لابه لای سنگ فرش، سرامیک و یا موزاییک سطحی که فرش بر روی آن پهن می شود نباید خالی باشد زیرا مخفیگاه خوبی برای رشد بید خواهد بود. برای جلوگیری از بید خوردگی پشت فرش می توانید از مقداری پودر نفتالین یا نگزالت و یا مواد گیاهی مانند تنباکو استفاده کنید. دقت کنید که از این مواد در حد متعارف استفاده شود. چنانچه فرش دچار بید خوردگی شد. ابتدا باید سطحی که فرش روی آن قرار دارد را کنترل و تمیز نمود سپس نقاط بید خورده حتما باید ترمیم گردند تا هنگام شستشو قسمتهای کنار بید خوردگی آسیب نبینند. توصیه می شود شستشو را به قالیشویی های معتبر بسپارید. شستشوی فرش با مواد پاک کننده دارای خاصیت اسیدی مانند کلروهیدروسولفیتها باعث کم دوامی و از بین رفتن تارهای فرش می شود. بهترین شوینده برای فرش صابونهای کم اسید می باشند. تنها فرشهای معتبر است که امکان شستشو با آب و صابون را دارد، اگر فرشی که در آن از رنگهای شیمیایی استفاده شده است را می شویید امکان مخلوط شدن رنگها وجود دارد. لذا در مورد اینگونه فرشها با فروشنده خود مشورت کنید. هر چند وقت یکبار فرش سر و ته شود که به یک اندازه پا خورده و در معرض سایش قرار گیرد . اگر مجبور هستید قسمتی از فرش را زیر درها قرار دهید ، درب را طوری تنظیم کنید که هنگام چرخش با فرش تماس نداشته باشد . چنانچه آب روی فرش ریخت باید از فرش گرفته شود و آن قسمت کاملا خشک شود. فرشها نیز بعضاً در روی موکتهای صاف یا سنگ و موزائیک و سرامیک کف اطاق بر اثر پاخوردن حرکت می کنند . برای جلوگیری از این مورد می توان از آسترهای اسفنج مانند یا شبکه های توری از جنس ( پی وی سی ) نرم استفاده نمود. این آسترها بایستی کوچکتر از ابعاد فرش باشند . از گذاردن مستقیم نوک تیز پایه صندلی، مبل و یا میز بر روی فرش خودداری کنید. در این موارد از زیر پایه های چوبی و یا پلاستیکی ساخته شده استفاده کنید.
غضنفر به زنش ميگه: زن مهريهات را بگذار اجرا تا با پولش خونه بخريم!
=========================
يه پسره به دوستش ميگه: بيا بريم دريا. دوستش ميگه: نه اگه غرقشم مامانم منو ميكشه!
==========================
آمریكاییه میخواسته غضنفر ضایع كنه میبرتش تو آمریكا و بهش میگه: زمین را بكن. غضنفر بعد از100متر كندن به یک سیم میرسه، آمریكاییه بهش میگه: ببین ما از100سال پیش تلفن داشتیم! غضنفر هم یارو رو میبرتش تو شهرشون و بهش میگه: بكن، آمریكاییه بعد از100متر كندن به چیزی نمیرسه، غضنفر بهش میگه ببین ما از100سال پیش موبایل داشتیم!
==========================
به غضنفر میگن: نظرت راجع به ماه رمضان چیه؟ میگه: والا خیلی خوبه فقط یه کم زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر میشه!
==========================
به غضنفر میگن بابات به رحمت ایزدی پیوست، میگه: رحمت ایزدی دیگه کیه؟ میگن: نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت، میگه: دیار باقی دیگه کجاست؟ میگن: یعنی دار فانی رو وداع گفت، میگه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟ میگن: یعنی رخت از این دنیا بربست، میگه: منظورتون رو نمیفهمم! میگن: احمق، بابات مرد، میگه: احمق خوتی، بابا دیگه کیه!
========================
غضنفر جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس میکرد: تو میتونی دو میلیون تومان به من قرض بدی، می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم!
========================
غضنفر پسرشو میفرسته دانشکده افسری، دوستاش بهش میگن: درس پسرت که خیلی خوبه بود، بهتر بود میگذاشتی دکتر یا مهندس بشه؟ غضنفرمیگه: نه، آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!
==========================
به غضنفر ميگن: دوست داری بابات بميره ارثش به تو برسه؟ ميگه: نه، دوست دارم بکشنش تا ديه هم بگيرم!
==========================
قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ غضنفر: جناب قاضی! خودش میخواست، هر وقت من را میدید، میگفت یک سری به ما بزن!
===========================
غضنفر میره سیگار فروشی و میگه: آقا سیگار برگ دارین؟ فروشنده میگه: خیر. غضنفر میگه: پس یک بسته كوبیده بدین!
============================
غضنفر دوتا کراوات زده بود که بره عروسی، بهش میگن چرا دوتا کراوات زدی؟ میگه: آخه عقد و عروسی با همه!
فرصتهای کسب و کاری متعددی وجود دارند که برای شروع به هزینهی کمی نیاز دارند یا حتی ممکن است به هیچ هزینهای نیاز نداشتهباشند! بله درست شنیدید! ولی درعوض باید زمان و تلاش زیادی خرج آن کنید. علاوه بر این، بسیاری از فرصت های کسب و کار کوچک بر مجموعه مهارتهای شما استوار هستند، از جمله مهارتهای کامپیوتری.
ولی کمی صبر کنید، چیزهای دیگری هم هست:
یک بخش دیگر به نام کسب و کارهای “دنیای واقعی” به این متن اضافه کردهام تا کسانی که مهارتهای خاصی در زمینهی کامپیوتر ندارند هم بتوانند استفاده کنند. در این نوشتار تنها چند مورد از ایده های کسب و کار کوچک را مطرح میکنیم و بهاختصار در مورد کمهزینه بودن آنها صحبت میکنیم. در ادامه با چند ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم آشنا می شوید
۱. مشاور
در زمینهای تخصص دارید؟ اگر جوابتان مثبت است پس میتوانید از این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم کسب درآمد کنید. در سایتهای مربوط به یافتن مشاور (مانند Clarity) یک حساب کاربری باز کنید و برای کسانی که با شما تماس میگیرند تا با شما صحبت کنند نرخ تماس دقیقهای خود را مشخص کنید.
۲. تولید محتوا
فرقی نمیکند آگهی مینویسید یا مقاله یا کتاب الکترونیکی، محتوا باید توسط فردی نوشته شود. یکی از جاهاییکه بیشترین تقاضا برای خلق محتوا وجود دارد، در بخش شبکههای اجتماعی است. تولید محتوا یک فرآیند کمهزینه است، زیرا تنها چیزی که نیاز دارید یک کامپیوتر است و یک ارتباط اینترنتی سرعت بالا، و همچنین یک برنامهی خاص گرافیکی (یا دیگر نیازهای نرمافزاری) که ممکن است هزینهی راهاندازی داشتهباشد. بههرحال، جدای از اینها، تنها چیزی که باید برای تولید محتوا صرف کنید زمان است. میتوانید از خدماتی مانند TextBroker برای جا افتادن در بازار و ایجاد حلقهی مشتریان خود استفاده کنید.
۳. طراحی گرافیکی
این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم این است که اگر تواناییهای گرافیکی دارید، باید بدانید که مشتریان بسیاری برای کسب و کارشان بهدنبال لوگو، طراحهای گرافیکی و کارهای هنری هستند. به دنبال سایتهایی مانند GIMP بگردید تا بتوانید کسب و کار خودتان را راهبیاندازید و حلقهی مشتریانتان را گسترش دهید. ۴. اختراع
پیشترها، مخترع بودن یک هدف دستنیافتنی بود، و گاها افراد برای توجیه روانی بودنشان از این اصطلاح استفاده میکردند. ولی دیگر اینچنین نیست! با پلتفرمهای جمعسپاری مانند kickstarter، تأمین سرمایهی مالی برای هرکسی ممکن است. مزیت این مدل این است که اگر پول موردنیازتان فراهم شود و بهاصطلاح از لحاظ مالی تأمین شوید، نشاندهندهی موفیقت شما در یافتن بازار است. اگر ایدهی شما مورد استقبال قرار نگیرد، به این معنی است که لازم است مسیر آمده را برگردید و دوباره طرحریزی کنید. ۵. سازندهی طلا و جواهر
کم نیستند بانوانی که دوست دارند خودشان را با زیورآلات زیبا بیارایند. این مورد را با علاقهی روزافزون به زیور آلات دستساز ترکیب کنید و خواهید دید که نسخهی موفقیت در دستان شما است. این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم را امتحان کنید.
۶. فروش اجناس دست دوم
عموما در بازارهای محلی مانند جمعهبازارها و سمساریها و هرجای دیگری، میتوانید اجناس جالب و ارزشمندی پیدا کنید. شما ارزش واقعی آنها را درمییابید و آنها را در فهرست اقلام فروشی قرار میدهید. سایتهایی مانند eBay و Craigslist بازار خوبی برای ارائهی کالاها هستند. این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم عالی است. ۷. موسیقیدان
این ایده به آنچه در ذهن شماست شباهتی ندارد. ما دربارهی این صحبت نمی کنیم که ستارهی موسیقی بشوید،بلکه فقط قرار است چرخ زندگیتان را از این طریق بچرخانید. از ضبط موسیقی در استودیو گرفته تا نوشتن ریتم و شعر برای کسب و کارها. اگر این مهارت را داشتهباشید مطمئن باشید میتوانید از این طریق امرار معاش کنید. با نرمافزارهایی مانند Reaper (که بسیار ارزان است) میتوانید درست روی کامپیوترتان، استودیوی تولید موسیقی خودتان را داشتهباشید. با استفاده از سایتهایی مانند Fiverr میتوانید اولین مشتریان خودتان را پیدا کنید و کم کم به یک کسب و کار مستقل و ثابت برسید. ۸. مدیریت شبکههای اجتماعی
ارتباط برقرار کردن با افراد یک هنر است. برخی در این هنر خوب عمل میکنند و برخی عالی هستند و برخی …..! خودتان متوجه منظورم شدید. ارتباط برقرار کردن با مشتریان کاری است که بسیاری از کسب و کارها وقت انجام آن را ندارند. خبر خوب این است که، علیرغم اینکه وقت ارتباط با مشتریان را ندارند ولی به کسی نیاز دارند که بتواند این بخش از کسب و کارشان را مدیریت کند و آنها هم هزینهاش را پرداخت میکنند. مهارتهای ارتباطی خوب و به روز بودن در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، اسنپچت، واین، پریسکوپ و غیره بسیار مهم هستند. باید بدانید که هر پلتفرم برای چه گروهی از افراد جذابیت دارد و در هر کی از این جوامع ارتباطی چگونه باید حاضر شوید. ۹. آموزش/ مربیگری
قابل توجه مربیان مشتاق آموزش: این کسب و کار به هزینهی بسیار کمی از نظر راهاندازی یک محیط یادگیری مجازی و/ یا محیط آموزشی نیاز دارد. در آغاز فرآیند مربوط به استارتآپ، علاوه بر اینترنت سرعت بالا، به زمان و تلاش نیاز دارید. درمجموع، هزینهی استارتآپ راهاندازی و هدایت یک سرویس آموزش/ یادگیری مجازی، هزینهی بسیار کمی دارد.این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم را امتحان کنید. ۱۰. مشاور فنی
یادگرفتن امور مرتبط با کامپیوتر همیشه مورد تقاضا است. درنتیجه، یک راه برای کمک به این مسئله این است که آموزشهایی بر مبنای برنامههای کامپیوتری خاص (یا چندگانه) آمادهکنید که جزئیات مربوط به استفاده از آن برنامه و تکمیل پروژه را به ارباب رجوع بدهد. بنابراین، بهترین راه برای کاهش هزینههای استارتآپ در این ایده این است که هم برنامه را در اختیار داشتهباشید و هم برنامههای مرتبط با آن را، تا بتوانید دستورالعمل یا ویدیوی “چگونه میتوانم” درست کنید. بهعلاوه، اگر میخواهید یک وبسایت بهاینکار اختصاص دهید که تمامی فعالیتهای انجام شده در آن قابل دسترسی و پیگیری باشند، پس باید هزینهی راهاندازی وبسایت را نیز در هزینههای اولیهی استارتآپتان لحاظ کنید. در نهایت، در این راستا، خدماترسانی اینترنتی/ تلفنی نیز بسیار سودمند خواهد بود. ۱۱. پیادهسازی فایلهای صوتی
پیادهساز کسی است که یک فایل صوتی را به نوشتار تبدیل میکند. این کار بهنظر روبهزوال میآید، ولی حقیقت این است که بهخاطر افزایش ویدیوهای اینترنتی این شغل نیز رو به گسترش است. حقیقت این است: کامپیوترها هنوز هم در شناسایی کلام با مشکل مواجه هستند. صاحبان کسب و کار و کارآفرینان نیاز دارند فایلهای ویدیوییشان به نوشتار تبدیل شوند تا هم کسانی که مشکل شنوایی دارند از آنها بهره بگیرند و هم موتورهای جستجو متوجه محتوای این ویدیو شوند.
بهعلاوه، شما سفارشتان را از کسانی میگیرید که صرفا میخواهند فایلهای آنها پیاده شوند تا بهتر مطالعه و درک شوند. برای شروع میتوانید از fiverr سفارش کار بگیرید. این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم را امتحان کنید. ۱۲. مترجم
مانند تولیدکنندهی محتوا، خدمات ترجمه (حداقل در این بخش) مستلزم متنی است که میخواهند از یک زبان به یک زبان کاملا متفاوت برگردانده شود. درحالی که این مهارت اساسا مستلزم این است که فرد در چند زبان مهارت داشته باشد، هزینهی اولیهی استارتآپ شامل هزینهی اینترنت/ تلفن و نیز مخارج مربوط به سفر است. بهعلاوه، مخارج بازاریابی نیز میتواند در هزینههای استارتآپ اعمال شود. فقط این نکته را بهخاطر داشتهباشید که: اگر در هیچ زبانی تسلط یا مهارت ندارید، بههیچوجه سراغ این کار نروید. فکر نکنید با ابزاری مانند “ مترجم گوگل” می توانید این کار را بهدرستی انجام دهید.با وجود این که مترجم گوگل بینظیر است، ولی همیشه کارش را عالی انجام نمیدهد. ۱۳. ستارهی یوتیوب
خوب، لازم نیست که یک ستاره باشید! ولی با استفاده از دوربین یک گوشی هوشمند و یک موضوع خوب، میتوانید از طریق یوتیوب خودتان کسب و کاری راهبیندازید. شما یکشبه میلیونر نخواهید شد، ولی با مخاطبیابی قطعا میتوانید مبلغ قابل قبولی به واسطهی شهرت تازه بهدستآمدهتان به دست آورید. فهرست ۲۰ ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم در دنیای واقعی ۱۴. تمیز کردن و نگهداری آکواریوم
آدمها از وجود آکواریوم در منزل و محل کارشان لذت میبرند ولی زمان کمی در اختیار دارند. اگر در زمینهی نحوهی نگهداری از انواع آکواریوم مهارت دارید، پس میتوانید یک مدل کسب و کاری عالی را راهانداری کنید. ۱۵. نگهداری از کودکان
بسیاری از آدمها چندشغلی هستند یا هر دو والدین کار میکنند. این امر حقیقت زندگی امروز در جهان است. حتی اگر بحث کار کردن والدین هم درمیان نباشد، باز هم ممکن است والدین بخواهند یکشب را دونفری به رستوران یا گردش بروند. دراینجاست که پرستار کودک وارد صحنه میشود. شما می توانید گواهی عدم سوء پیشینه هم بگیرید و قابل اعتماد بودنتان را به آنها اثبات کنید و تصمیمگیری را به والدین بسپارید. این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم را امتحان کنید.
مطلب مرتبط: ۱۴ ایدهی کسب و کار اینترنتی که از فردا میتوانید آغاز کنید ۱۶. تعمیر کامپیوتر
تعمیرکار کامپیوتر در محل همچنان یک نیاز قطعی است. بسیاری از افراد به کسی نیاز دارند که فایلهای بهاشتباه حذف شدهشان را بازیابی کند، یا قطعهای را در کامپیوترشان تعویض کند. حاضر شدن در محل، از جمله تسهیلاتی است که میتوانید بابت آن هزینه دریافت کنید. یک راه دیگر برای متمایز کردن خدماترسانیتان این است که خدمات امنیت دادهها نیز برای پشتیبانی از مشتریانتان فراهم کنید، از جمله رمزنگاری هارد دیسک و امنیت شبکههای بیسیم. ۱۷. دستیار انجام امور فردی
برای کسانی که آن قدر سرشان شلوغ است که برای برخی کارها وقت ندارند این سرویس یک ایدهی بسیار خوب است. از طرف دیگر این ایده برای کسانی که مشتاق کمک کردن به دیگران هستند نیز عالی است. هرچند تنها هزینهی اولیهی استارتآپ، بازاریابی از طریق کارت ویزیت، و دیگر قالبهای تبلیغات را شامل میشود، تنها هزینهی تکرارشونده در این مسیر عبارت است از پر نگهداشتن باک بنزین ماشینتان. نیازی به گفتن ندارد که این کار هیچگونه هزینهای ندارد و برای پسانداز کردن پول برای روز مبادا عالیاست. ۱۸. خدمات جابجایی
اگر راهی برای جابجایی و حمل و نقل سراغ دارید، پس میتوانید یک نامهرسان باشید. این ایده برای راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم را امتحان کنید. ۱۹. نگهداری از حیوانات خانگی
هیچ جای انکاری وجود ندارد که باور مردم دربارهی نگهداری از حیوانات خانگی نسبت به ۶۰ سال پیش تغییر کرده است. امروزه افراد حیوانات خانگیشان را عضوی از خانواده میدانند و همان رفتاری که با اعضای خانواده دارند در مورد آنها نیز انجام میدهند. برخی از افرادی که حیوان خانگی دارند و بسیار پرکار هستند و مشغولیت زیادی دارند تمایل دارند که کسی از عزیزانشان مواظبت کند.
مطلب مرتبط: ۳۷ ایدهی کسب و کار کم هزینه و پرسود ۲۰. برنامهریز مراسمات
برنامهریزی مراسمات نیز یک کسب و کار کمهزینهاست که هم پردرآمد است و هم بسیار جذاب. به طور کلی، تنها چیزی که برای انجام این کار لازم است (بهغیر از هزینهی اینترنت)، نظم است و توجه به جزئیات. علاوه بر هزینههای مرتبط با اینترنت که در هزینهی استارتآپ اعمال میشوند، ممکن است نیاز باشد تا برنامهریز مراسمات خریدهای اضافی مربوط به برنامهریزی مراسم را انجام دهد؛ یکی از این خریدها عبارت است از خرید یک خط تلفن اختصاصی.
علاوه بر آن که در سفر تَبوک، گروهی از منافقین مدینه، و بهانه جویان اَعراب با رسول خدا (ص) همراهی نکردند و در مدینه ماندند سه نفر از مردان با ایمان هم بی هیچ شک و نفاقی و با نداشتن هیچ عذر و بهانه ای توفیق همراهی با رسول خدا را نداشتند و در مدینه ماندند: « کَعب بن مالک»، « مرارة بن ربیع» و « هلال بن امیه واقفی» که از نیکان صحابه رسول خدا بودند اما از همراهی با وی کناره گرفتند و در جنگ تبوک همراه مسلمانان بیرون نرفتند بلکه به انتظار بازگشت رسول خدا در مدینه ماندند، و کاری مانند کار منافقان مدینه و اعراب اطراف مدینه مرتکب شدند (همان کسانی که جان خود را از رسول خدا دریغ داشتند، و آسودگی را بر رنج و مشقت جهاد ترجیح دادند و از پیشامدهای جنگ به هراس افتادند. همانان که خدای متعال در آیه¬های سورۀ توبه آن¬ها را نکوهش می کند و به سختی مورد ملامت و سرزنش قرار می¬دهد پیامبرش را می فرماید که: اگر مردند بر آن¬ها نماز نگزارد و بر گورهاشان نایستد و پس از این هم همراهی آنان را قبول نکند)
خدا خوش نداشت که از این سه نفر مؤمن با إخلاص، کاری کم یا بیش شبیه کار منافقان سر زند و در پایان کار هم به صریح قرآن مجید توبۀ آنان را پذیرفت. یکی از این سه نفر «کعب بن مالک» شاعر رسول خدا است و او خود داستان تخلف از رسول خدا و مشکلاتی که د راین راه پیش آمد و تأدیبی که رسول خدا فرمود و سرانجام قبول توبه را مطابق آنچه مورخان و محدثان اسلامی از جمله:این اسحاق در سیره و بخاری و مسلم در دو کتاب خودشان روایت کرده¬اند، چنین شرح می دهد و می گوید: « در هیچ یک از جنگ های رسول اکرم جز در جنگ « تبوک» کناره گیری نکردم، چرا، در جنگ بدر هم همراه نبودم اما رسول خدا أحدی را در تخلف از بدر مورد ملامت قرار نداد زیرا که او فقط به قصد کاروان تجارت قریش بیرون رفته بود و خدای متعال را مسلمانان و مشرکان را بدون پیش بینی آنان در مقابل هم قرار داد.» من در شب عقبه هنگامی که پیمان اسلام می بستیم، در حضور رسول خدا بودم و هر چند آوازه و شهرت جنگ بدر در میان مردم بیشتر است ,لیکن من دوست ندارم که به جای شرکت در بیعت عقبه در جنگ بدر شرکت می کردم. داستان من در جنگ تبوک این بود که من هرگز نیرومندتر و توانگر تر از روز تبوک که همراه رسول خدا نرفتم – نبودم. به خدا سوگند هرگز پیش از آن روز نشده بود که من دو شترسواری داشته باشم، اما آن روز دو شتر آمادۀ سواری داشتم. رسول خدا هیچ گاه رهسپار جنگی نمی¬شد، مگر آن که به عنوان دیگری مقصد خود را نهفته می¬داشت تا آن که این غزوه پیش آمد و چون رسول خدا(ص) در گرمای شدید تابستان حرکت می کرد و راهی دور و بیابانی هولناک در پیش داشت و با دشمنی انبوه روبه¬رو می¬شد مقصد خود را آشکار برای مسلمانان بیان داشت تا چنان که باید آمادۀ جنگ شوند مسلمانانی که همراه رسول خدا رفته بودند بسیار بودند و دفتری هم که نام آنان را ثبت کند در کار نبود و هر مردی می خواست کناره¬گیری کند گمان می داشت که تا وحی خدا دربارۀ او نازل نشود امر او بر رسول خدا پوشیده خواهد ماند. رسول خدا (ص) هنگامی رهسپار تبوک می شد که میوه¬ها و سایه¬ها دل پذیر بود. شخص رسول خدا ومسلمانان با توفیق خود را آمادۀ حرکت ساختند. من هم بامداد از خانه بیرون آمدم تا خود را آمادۀ سفر کنم اما بی آن که کاری انجام دهم به خانه بازگشتم و با خود می گفتم هنوز می توانم همراهی کنم, اما توفیق پیدا نمی کردم تا مردم سفری شدند, و پیغمبر و همراهانش روبه راه نهادند و هنوز من هیچ گونه آمادگی برای حرکت و همراهی نداشتم .با خود گفتم: یکی دو روز بعد آماده می شوم و خود را می رسانم. با مدادی پس از حرکت رسول خدا از خانه بیرون آمدم تا خود را مجهز کنم اما کاری نکرده به خانه بازگشتم. بامداد فردا به همان قصد از خانه بیرون آمدم باز کاری نکرده به خانه بازگشتم. وضع من این بود تا لشگریان اسلامی با شتاب پیش رفتند، و هرچند می¬خواستم به هر وضعی شده حرکت کنم و خود را به آنان برسانم- و کاش رفته بودم- اما توفیق نیافتم. پس از رفتن رسول خدا(ص) هر گاه از خانه بیرون می رفتم و در میان مردم می گشتم، از این که جز منافقی بدنام، یا ناتوانی معذور، کسی را نمی¬دیدم افسرده خاطر می¬شدم. رسول خدا (ص) تا تبوک نامی از من نبرده بود، اما هنگامی که در تبوک در میان اصحاب نشسته بود پرسیده بود کعب چه کرد؟ مردی از « بنی سلمه » پاسخ داده بود: ای رسول خدا، جامه¬های فاخر و کبر فروشی او را در مدینه نگه داشته است.« مُعاذ بن جبل» گفته بود: چه بد گفتی، به خدا سوگند ای رسول خدا ما از کعب جز خوبی ندیده¬ایم و رسول خدا دیگر سخن نگفته بود. چون خبر را یافتم که رسول خدا (ص) به مدینه باز می گردد، اندوه من تازه شد. در فکر بهانه جویی و دروغ گفتن بر آمدم. با خود گفتم که با خشم رسول خدا چه خواهم کرد؟ و از هر خردمندی که در خاندانم بود کمک می خواستم. پس چون گفتند که ورود رسول خدا نزدیک شده، اندیشۀ باطل از من دور شد و دانستم که هرگز با دروغ پردازی از خشم او رهایی نخواهم داشت، و تصمیم گرفتم که نزد وی راست بگویم. رسول خدا (ص) از راه رسید، و به عادت معمول خویش ابتدا به مسجد رفت و دو رکعت نماز خواند، و سپس برای ملاقات با مردم نشست، و چون این کار به انجام رسید، بازماندگان از جهاد که هشتاد و چند نفر بودند، شرفیاب می شدند، و نزد آن حضرت به عذر خواهی و قسم خوردن می پرداختند. رسول خدا هم اظهارات آنان را می پذیرفت و با آنان بیعت می کرد و بر ایشان از خدا مغفرت می خواست، و باطنشان را به خدا وامی گذاشت. من هم شرفیاب شدم. چون سلام کردم تبسّمی کرد که نشانی از خشم داشت. سپس گفت: پیش بیا. جلو رفتم و در پیش روی او نشستم آن گاه به من گفت: چرا عقب ماندی؟ مگر شتر سواری خود را نخریده بودی؟ گفتم: چرا، به خدا سوگند ای رسول خدا اگر نزد شخص دیگری از مردم دنیا نشسته بودم تصوّر می کردم که با معذرت خواهی از خشم وی در امان خواهم ماند، اما اکنون به خدا سوگند یقین دارم که اگر امروز با سخنی دروغ، تورا از خود خشنود سازم، به زودی خدا تورا از راه وحی بر من به خشم خواهد آورد. اما اگر راست بگویم و از آن در خشم شوی امیدوارم در نتیجه آن راستی خدا از من بگذرد. نه به خدا سوگند عذری نداشتم، به خدا سوگند هرگز نیرومندتر و توانگرتر از روزی که با تو همراهی نکردم، نبوده ام .رسول خدا گفت: راست گفتی، برخیز تا خدا درباره ات چه فرماید. برخاستم و می رفتم که مردانی از «بَنی سَلِمَه»نیز برخاستند و به دنبال من آمدندو گفتند: به خدا سوگند پیش از این از تو گناهی ندیده ایم اما امروز تو را درمانده یافتیم چرا تو هم مانند دیگران نزد رسول خدا عذر نیاوردی تا برای توهم استغفار کند و گناه تو هم آمرزیده شود؟به خدا سوگند به قدری اصرار ورزیدند که خواستم برگردم و خود را در آنچه گفته بودم، نزد رسول خدا تکذیب کنم. اما از آنان پرسیدم که آیا شخص دیگری نیز مانند من گرفتار شده است؟ گفتند: آری. دو مرد دیگر هم مانند تو اعتراف کردند و همان پاسخی را که رسول خدا به تو گفت شنیدند. گفتم: آن دو مرد کیستند؟ گفتند:«مُرارة بن رَبیع امری» و«هِلال بن أُمَیَّۀ واقفی». بدین ترتیب دو مرد شایسته از اهل بدر را نام بردند که شایستگی پیروی داشتند، و با شنیدن نام آن دو از تردید بیرون آمدم. رسول خدا(ص) از میان همه کسانی که همراه او نرفته بودند تنها مسلمانان را از سخن گفتن با ما سه نفر بازداشت کرد، و ناچار از مردم کناره گرفتیم و آنها هم از ما رمیدند و کار ما به آنجا کشید که من حتی خودم را هم نمی شناختم و زمین در نظرم بیگانه و جز آن زمینی بود که می شناختم، و پنجاه شب و روز وضع ما به این ترتیب برگزار شد. مُرارَه و هِلال بیچاره خانه نشین شدند و کار آن دو نفر گریه بود. لیکن من که از آن دو جوانتر و شکیباتر بودم از خانه بیرون می رفتم و به نماز جماعت مسلمانان حاضر می شدم و در بازار ها رفت و آمد می کردم، اما هیچ کس با من سخن نمی گفت. هنگامی که رسول خدا (ص) بعد از نماز می نشست نزد وی می رفتم و سلام می کردم و با خود می گفتم: آیا جواب سلام مرا هر چند آهسته هم باشد داد، یا نه! سپس نزدیک او به نماز می ایستادم و زیر چشمی به او می نگریستم. هر گاه سرگرم نماز خود بودم به من می نگریست اما چون به او متوجه می شدم از من روی گردان می شد. چون از بی مهری مردم به ستوه آمدم، به راه افتادم و از دیوار باغ پسر عموی خود «اَبو قَتاده» که او را بیش از هم کس دوست می داشتم بالا رفتم و بر او سلام کردم، اما به خدا سوگند که جواب سلام مرا نداد. گفتم: ای «ابو قتاده» تو را به خدا سوگند، می دانی که من خدا و رسولش را دوست می دارم؟ جوابی نداد. دیگر بار او را سوگند دادم باز خاموش ماند، سومین بار که سخن خود را تکرار کردم و او را سوگند دادم گفت: خدا و رسولش بهتر می دانند. پس اشک من فرو ریخت و از همان راهی که آمده بودم باز گشتم وسپس روانه بازار شدم. در بازار مدینه راه می رفتم که ناگاه یکی از « نََبَطیان » شام که برای فروش خواروبار به مدینه آمده بود از من سراغ می گرفت و می¬گفت: « کعب بن مالک » را که به من نشان می دهد؟ مردم مرا به او نشان دادند تا نزد من آمد، و نوشته ای از پادشاه «غسّانی» (جبلة بن أیهم، یا حارث بن ابی شمر غسانی) به من داد که در آن نوشته بود:« اما بعد، خبر یافته ام که سرورت بر تو جفا کرده است. با آن که تحمل خواری و زبونی را خدا بر تو واجب نکرده است، نزد ما بیا تا با تو همراهی کنیم». چون نامه را خواندم گفتم: این هم جزء گرفتاری است، راستی کار من بجای کشیده است که مردی مشرک در من طمع ورزد. آنگاه بر سر تنور آتش رفتم و نامه را در تنور افکندم. چهل روز از گرفتاری ما گذشته بود که ناگاه، «خُزَیمَة بن ثابت» فرستادۀ رسول خدا (ص) نزد من آمد و گفت: رسول خدا (ص) می فرماید: که از همسرت کناره¬گیری کنید. گفتم: طلاقش دهم؟ وگرنه باید چه کنم؟ گفت: نه، بلکه از او کناره گیری کن و نزدیکش مرو رسول خدا نزد هِلال و مُراره کس فرستاد تا از زنان خود کناره گیری کنند. پس به همسرم گفتم: پیش پدر و مادرت برو و نزد آنان بمان تا خدا تکلیف مارا روشن سازد. زن «هلال بن اُمیه» (خَوله دختر عاصم) نزد رسول خدا رفت و گفت: ای رسول خدا، « هلال بن امیه» پیری از کار افتاده است، و خدمت گذاری ندارد، اجازه می دهی اورا خدمت کنم؟ فرمود: عیبی ندارد، اما به تو نزدیک نشود. زن هلال گفت: به خدا سوگند که اورا به من رغبتی نیست، و از روزی که این پیشامد شده است تا امروز کار او گریه است و چشم او در خطر است. یکی از بستگانم به من گفت: اکنون که رسول خدا (ص) زن هلال را اجازه دادتا نزد شوهرش بماند و او را خدمت کند، کاش تو هم برای زنت اجازه می گرفتی. گفتم: به خدا سوگند در این موضوع از رسول خدا چیزی نمی خواهم، چه من مرد جوانی هستم و نمی دانم که هر گاه با وی صحبت کنم به من چه پاسخ خواهد داد. ده روز دیگر هم بدین وضع سپری شد،و مدتی که مردم به فرمان رسول خدا (ص) با ما سخن نمی گفتند به پنجاه روز رسید. بامداد شب پنجاهم بود که روی بام یکی از اطاق های خانۀ خود نماز صبح را خواندم و در حالی که از جان خود به تنگ آمده بودم، و زمین فراخ پهناور به من تنگ آمده بود (چنان که خدای متعال در قرآن مجید یادآور شده است )، ناگهان آواز فریاد کننده ای از بالای کوه «سَلع» به گوشم رسید که با صدای بلند فریاد می کرد:ای«کَعب بن مالک» مژده باد تورا. پس به سجده افتادم و دانستم گشایشی پیش آمده است.رسول خدا (ص) بعد از نماز صبح، قول توبه ما را نزد پروردگار اعلام کرده بود، و مردم برا ی بشارت دادن به ما به راه افتاده بودند. کسانی برای مژده رساندن نزد هلال و مراره رفتند، و اسب سواری (زُبَیر بن عَوّام) هم برای بشارت دادن به من بتاخت می آمد. در این میان مردی از قبیلۀ «أسلَم»(حمزة بن عَمرو أسلمی) بر کوه سلع بالا رفت و فریاد کرد: و صدای او تندروتر از اسب بود و زودتر رسید، و بدین جهت هنگامی که خودش برای بشارت دادن نزد من آمد، دو جامۀ خود را از تن بیرون آوردم و به مژدگانی بر تن او پوشاندم، با آنکه به خدا سوگند در آن روز، جز همان دو جامه لباسی نداشتم و دو جامۀ دیگر عاریه گرفتم و پوشیدم. آنگاه نزد رسول خدا رهسپار شدم. در بین راه مردم دسته دسته، به من می رسیدند و به عنوان تهنیت می گفتند: مبارک باد تو را که خدا توبه ات را پذیرفت. وارد مسجد شدم و دیدم که رسول خدا (ص) در میان مردم نشسته است 1- سورۀ توبه، آیۀ 118.
واژه «مد» در لغت به معناى سلیقه، اسلوب، روش شیوه و …به کار مىرود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقهاى موقتى که براساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه و سبک زندگى از جمله شکل لباس پوشیدن، نوع آداب پذیرایى و معاشرت و تزیین و معمارى خانه و را تنظیم مىکند.
بنابراین، مىتوان گفت: مد به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا برخى از افراد یک جامعه اطلاق مىشود و منجر به گرایش به رفتارى خاص، یا مصرف کالاى به خصوصى، یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مىشود.
تاریخچه مدگرایى:
با بررسى ابعاد مختلف حیات اجتماعى بشر، روشن مى شود که پدیده مد همیشه در تاریخ بشر بوده است و منحصر به دوره معاصر نیست. هرگاه این پدیده در هر دورهاى از تاریخ آگاهانه و با گزینش و انتخاب و با توجه به فرهنگ و چهارچوبهاى فکرى و اعتقادى جامعه صورت گرفته نه تنها موجب پیدایش نارسایىهاى فرهنگى و اجتماعى نشدهاست بلکه به عنوان یک دستاورد اجتماعى، به رشد فرهنگ جوامع کمک نموده و زمینه آراستگى مناسب جنبه ظاهرى زندگى مردم و افراد را فراهم کرده است. مدگرایى مثبت به معناى اقتباس از پیشرفتهاى اجتماعى دیگران و به کار بردن دستاوردهاى مثبت تمدنى دیگران، ضمن برطرف ساختن کاستىهاى حیات اجتماعى، از دچار شدن زندگى انسانها به یک نواختى پیشگیرى کرده و روز به روز بر استحکام بیشتر پایههاى زندگى کمک نموده و از پدیدآمدن رفتار و شیوههاى ناخوشایندى که موجب دورى و یا نفرت و انزجار افراد از یکدیگر مىگردد، جلوگیرى به عمل آورده است.
عوامل و ریشه هاى مدگرایى:
انسان به گونهاى آفریده شده که همواره از حالتیکنواختى گریزان بوده و در مقابل، از تحول و نوآورى در زندگى استقبال مىکند. این تمایل در حالت عادى و در صورتى که پذیرش تحول و نوآورى از روى آگاهى و به صورت تدریجى صورت پذیرد، ظاهر زندگى آدمى را خوشایند و دلپذیر مىسازد. بنابراین میل به خودآرایى و زیباسازى محیط زندگى امرى فطرى است که به برکت آن، هم زمینه آراستگى صورت ظاهرى محیط زندگى انسان فراهم مىگردد و هم انگیزه تعالى و تداوم زندگى اجتماعى و روابط صحیح انسانى تقویت مىشود. بدینسان عواملى که موجب ایجاد نفرت و انزجار افراد از یکدیگر و یا موجب یکنواختى زندگى بشر مىشود، از محیط حیات اجتماعى دور شده و جنبههاى مثبت کمالخواهى و زیبایى دوستى انسان، روز به روز شکوفاتر مىگردد.
البته گرچه یکى از جلوههاى کمالجویى و زیبایى دوستى انسان به ویژه در دوره جوانى توجه به زیبایى ظاهر است اما باید مراقب بود این فرایند، از حالت طبیعى خود خارج نشود زیرا همه استعدادهاى فطرى اگر از حالت طبیعى و معقول خود خارج شوند، جنبه انحرافى پیدا کرده، آثار سویى به بار مىآورند.
به عنوان مثال میل به خودآرایى که ریشه در کمالجویى و زیباپسندى فطرى انسان دارد اگر از روى غفلت، یا در نتیجه افراط و تفریط و یا تحت تاثیر القائات غلط عوامل جانبى، از مسیر طبیعى و درستخود خارج شود، سر از امورى چون خودنمایى، فخر فروشى، خودپرستى، مدپرستى و در مىآورد. عواملى که هر یک از آنها به نوبه خود، موجب پیدایش انواع نارسایىها، هوسبازىها، رقابتهاى غلط و اسراف و تبذیرها خواهد شد و انسان را به حیوانى پست تبدیل خواهد کرد
بنابراین پیروى از مد و زیبایىخواهى و تنوعپسندى، ریشه در نهاد انسان دارد که نیازهایى چون تنوع، زیباخواهى و کمالجویى فطرى منشا اصلى آن محسوب مىشود. اما صورتهاى افراطى رایج این گرایش، (مدپرستى)، در نتیجه جهل و نا آگاهى و ضعف ارزشهاى معنوى و تبلیغات وسیع دشمنان و خودباختگى و تقلید کورکورانه از دیگران و یا آلوده شدن به رذایلى چون خودنمایى، فخرفروشى، احساس حقارت و خود کمبینى و. پیش مىآید که براى افراد جامعه بسیار خطرساز است و باید از آن پرهیز کرد.
یکی از دعاهای مرسوم بین همه اهل ایمان طلب عاقبت به خیری است.
به جرئت میتوان گفت که اگر از هر کسی سؤال کنید که چند دعای مهم را برای شما بشمارد، عاقبت به خیری اگر اولین دعا نباشد قطعاً یکی از اولین دعاهاست. و چقدر جالب است که تا پایان عمر هم هیچکس نمیتواند یقین به استجابت این دعا در حق خودش داشته باشد و خدای متعال همیشه انسان را در خوف و رجاء نگهداشته است. هیچکس نه از لحظه مرگ خود باخبر است و نه از حال خود در لحظههای آخر عمرش و کسی نمیداند نامه اعمالش را به دست راستش میدهند یا به دست چپ.
البته بهجز عدهای خاص از اولیاء خدا.
این سنت الهی است که انسان را همیشه در حال بیم و امید نگاه دارد تا انسان هیچگاه درگاه خداوند را ترک نکند و بهقولمعروف با انجام یک یا چند کار نیک خیالش از دنیای دیگرش راحت نباشد. اینجاست که معنای فراز پرتکرار قرآنی بیشتر فهمیده میشود.
خدای متعال میفرماید : «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها. انعام/۱۶۰».
معنای این آیه و نظایر آن که در قرآن کریم بارها تکرار شدهاند این است که هر کس حسنه یا همان کار نیک را با خود بیاورد، ده برابر پاداش میگیرد!
البته لحظهای فکر کردن مشخص میکند که «آوردن» یکچیز است و «انجام دادن» چیز دیگر.
خیلیها ممکن است در طول زندگیشان کارهای خیر بسیاری انجام دهند و در دنیا میان همه انسانها به نام خیّر و نیکوکار مشهور شوند ولی آیا این همه کار خیر را فقط انجام دادهاند یا اینکه آنها را با خود به دیار باقی هم میبرند؟ نکته اصلی و کلیدی اینجاست. درواقع عاقبت به خیری از آنکسی است که کار نیک را با خود بیاورد و تا لحظه آخر در زاد و توشه خود ذخیره کرده باشد.
در مقابل، همین نکته در مورد کار شر و سیئه نیز صادق است.
چراکه خداوند در ادامه همان آیه میفرماید: و من جاء بالسیئه … یعنی هرکس سیئهای را بیاورد…
برای توضیح و تبیین اشارهای به آن فرمایش امام خمینی «ره» راهگشاست
که فرمودند : ملاک حال فعلی افراد است…
شاید مقصود اصلی ایشان در مورد خواص جامعه بوده اما ظرافت و دقت در این بیان بهقدری بالا است که ازلحاظ اخلاقی برای عموم جامعه نیز راهگشا و روشنگر است. این فرمایش امام سرشار از اشارات اخلاقی برای عموم جامعه است.
در این بیان این «حال فعلی افراد» را شاید بتوان با توضیح بالا تعریف کرد.
به این صورت که مراد از حال فعلی افراد این است که اشخاص حتی باوجود پیشینههای مثبت در جایجای زندگی خود آیا آن کارهای خیر که در گذشته انجام داده بودند را تا کجا با خود همراه دارند و آیا در توشه آخرت خود آن را حفظ کردهاند یا با اعمال ناشایست جدید کاری کردهاند
یعنی کارهای نیک گذشته را تباه کرده اند؟ آیا تأثیر اعمال و رفتارشان را با خودشان به همراه آوردهاند یا اینکه فقط نامی از آن اقدامات را برای خود نگهداشتهاند؟
دقت در این امر ما را به این مطلب رهنمون میکند که حال فعلی افراد رابطه عمیقی با عاقبت به خیری دارد.
زیرا لحظه آخر عمر انسان آخرین لحظهای است که مصداق حال فعلی هر فرد است.
کتابخوانی از جمله صفاتی است که بسیاری از ما علاقه داریم واجد آن باشیم، اما اکثر ما وقت و حوصله کافی را به خواندن کتاب اختصاص نمیدهیم. سعی کرده ایم با کمی مطالعه و جستجو، برخی از مهمترین نکات در مورد کتابخوانی را گردآوری کنیم.
قبل از هر چیز باید ببینیم چه عواملی مانع مطالعه ما میشوند تا در مورد رفع آنها فکر کنیم:
۱) احساس میکنیم سرعت خواندن ما بسیار کند است و پیشرفت خوبی نداریم.
۲) مطالعه کتابها را آغاز میکنیم اما آنها را به پایان نمیبریم.
۳) در زمان مطالعه کردن، نمیتوانیم به شکل کامل و مناسب، تمرکز داشته باشیم.
۴) کتابخوانی برای ما خسته کننده است.
۵) حوصله متن های طولانی را نداریم.
۶) کتابخوانی و مطالعه در کوتاه مدت برای بسیاری از ما، لذت ایجاد نمیکند.
۷) بسیاری از کتابهایی که میخوانیم به «توصیه» یا «تحمیل» دیگران تعیین شده است.
۸) خواندن یک کتاب به تنهایی (و بدون مشارکت دیگران) کاری است که حوصله بسیار میخواهد که از حد توان بسیاری از ما خارج است.
۹) در لحظاتی که تصمیم به مطالعه و کتابخوانی میگیریم، کتاب مناسبی در اختیار ما یا در ذهن ما وجود ندارد.
در مورد هر یک از این نکات، موارد زیر را در نظر بگیرید:
۱) کلاسهای تندخوانی در سراسر جهان، به شرکت کنندگان خود این وعده را میدهند که میتوانند سریع تر و بهتر بخوانند. این حرف تا حد زیادی درست است. ما چشم های خود را به شیوه درست روی متن حرکت نمیدهیم. گاه یک جمله یا پاراگراف را چند بار میخوانیم و …
اما در کنار رفع این ایرادها، واقعیت این است که یادگیری تکنیکهای تندتر خواندن الزاماً مزیتی ایجاد نمیکند. شاید برای خواندن رمان یا روزنامه ها، تندخوانی مفید باشد، اما در مورد کتابهای آموزشی چنین نیست. بسیاری از کتابها را باید مثل آب، جرعه جرعه نوشید تا اثر آن مشخص و محسوس باشد. ضمن اینکه #یادگیری، اساساً برقراری ارتباط بین آموخته های جدید و دانسته های قبلی است و کسی که شتابزده کتاب میخواند، ممکن است کتاب را به شکل کامل بخواند و بفهمد، اما الزاماً کتاب را «یاد» نمیگیرد.
کتابخوانی
۲) هیچ دلیلی وجود ندارد که کتابی را که آغاز کرده اید به پایان ببرید. کمال گرا نباشید. ممکن است چند کتاب را ببینید و بگیرید و بخوانید و در نیمه راه رها کنید. ایراد از شما نیست. بلکه شاید کتاب مناسب و جذاب را پیدا نکرده اید. مطمئن باشید پس از مدتی که سلیقه کتابخوانی خود را بهتر بشناسید، این نوع کتابهای نصفه و نیمه، سهم کمتری را به خود اختصاص خواهند داد.
کتابخوانی
۳) خیلی بدیهی به نظر میرسد. اما مهم است که قبل از شروع به خواندن کتاب، اینترنت و موبایل و تلویزیون از شما دور باشد. تماسهای مهم را قبل از کتابخوانی بگیرید. ایمیل های مهم را قبلاً چک کنید. وبگردی ها را انجام دهید و آنگاه، به سراغ مطالعه بروید.
۴) ترجیحاً مکان مشخصی را برای مطالعه در منزل یا محل کار در نظر بگیرید. مطالعه باید لذت بخش ترین فعالیت ما باشد. برای مطالعه، لازم نیست شرایط «حبس در سلول انفرادی» را ایجاد کنید. بهتر است قبل از شروع به مطالعه، در کنار خود، چای یا هر نوشیدنی یا خوراکی دیگری را که مورد علاقه تان است، قرار دهید، تا در ذهن شما، لحظات کتابخوانی با خاطره های خوب ثبت شود. فراموش نکنید که ما هم مانند هر موجود دیگری، به سادگی شرطی میشویم!
کتابخوانی
۵) متأسفانه این ویژگی عصر ما و نسل ماست که به متنهای کوتاه و مینیمالیستی (به معنای عام آن نه به معنای ادبی آن) علاقمند هستیم. فیس بوک و توییتر و … ما را عادت داده اند که متن های کوتاه بخوانیم. جملات طولانی در فیس بوک، عموماً لایک نمیشوند و به اشتراک گذاشته نمیشوند. اما واقعیت این است که جملات کوتاه، ممکن است به صورت لحظه ای احساس خوب ایجاد کنند یا الهام بخش باشند، اما هرگز اثر یک متن طولانی را ندارند. برای ترویج عادت مطالعه، لازم است از فضاهای مینیمال کمی فاصله بگیریم. نه اینکه فیس بوک و توییتر و … را ترک کنیم. اما به خاطر داشته باشیم که عادت دائمی به خواندن متن های کوتاه، حوصله ما را در مطالعه متن های طولانی کاهش میدهند.
۶) یکی از لذتهایی که بسیاری از کتابخوان ها تجربه کرده اند، صحبت با دیگران در خصوص کتابهایی است که خوانده اند. این فرصت را از دست ندهید. اگر فرصت محدودی دارید و نمیتوانید با دیگران، بنشینید و سر حوصله صحبت کنید، شاید راه اندازی یک وبلاگ ایده خوبی باشد. میتوانید پس از مطالعه هر کتاب، خلاصه کتاب یا نظرات خود را آنجا بنویسید. راه اندازی وبلاگ با استفاده از سرویسهایی مثل پرشین بلاگ یا بلاگ فا یا …، کار دشواری نیست.
۷) استفاده از نظر دیگران در کتاب خواندن خیلی خوب است. اما همیشه به یاد داشته باشیم که سلیقه انسانها در خواندن کتاب متفاوت است. هیچ ایرادی ندارد اگر شخصی که او را بسیار قبول دارم، کتابی را توصیه کند و من پس از خواندن چند صفحه، احساس کنم که آن کتاب، کتاب من نیست. ما در نظام آموزشی خود طی ۱۲ تا ۲۰ سال، می آموزیم که مطالبی را بخوانیم که دیگران ما را به خواندن آنها مجبور کرده اند. دقت کنیم که در ادامه زندگی، این عادت ناپسند را ادامه ندهیم…
کتابخوانی
۸) اگر میتوانید، با دوستان خود به صورت هماهنگ، یک کتاب مشخص را بخوانید و در مورد آن بحث کنید.
۹) اکثر کتابخوان های حرفه ای، لیستی از کتابهای خوب را در دفتر یادداشت یا تلفن همراه خود دارند و هر جا نامی از کتابی میشنوند، آنجا یادداشت میکنند تا در زمانی که فرصتی برای خرید کتاب یا مطالعه دست میدهد، «دست خالی» نباشند. شاید مراجعه به فهرست #معرفی کتاب در متمم نقطه شروع خوبی باشد.
بسیاری از افراد کتابخوان، در یک ویژگی مشترک هستند. این افراد، به جای اینکه مقید باشند در ساعات خاصی از روز، جایی ببنشینند و کتاب بخوانند، همیشه همراه خود یک کتاب دارند تا در کوتاه ترین فرصتها، به خواندن آن بپردازند. شاید رها کردن بسیاری از لذتها و تفریحات و خواندن کتاب در یک ساعت مشخص در منزل یا محل کار، سخت و دشوار باشد، اما مطالعه کردن در زمانی که در مترو یا در یک سازمان بزرگ، به انتظار گذشت زمان نشسته ایم ساده تر و جذاب تر است.
بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته ها و باز شدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم. زمانی که از دوست یا همسر یا مدیر خود دلگیر هستیم، گوشه ای مینشینیم و کتاب ورق میزنیم. شاید این کار در کوتاه مدت، مفید باشد اما در بلندمدت ما را شرطی میکند و ذهن ما عادت میکند که «کتاب»، «همراه لحظات تلخ زندگی» ماست.
در پایان، پیشنهاد میشود خود را به خواندن کتابهای دیجیتال عادت ندهید. برای کسانی که عادت کتابخوانی دارند، کتاب دیجیتال یا مکتوب (هاردکپی) تفاوتی ندارد. اما برای کسانی که به تازگی خود را به کتابخوانی عادت میدهند، لمس کردن برگه های کاغذ، خط کشیدن زیر نوشته ها، دیدن نشانه میانه کتاب که مشخص میکند بخشی از کتاب خوانده شده، باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگه های آن (ناشی از بارها مرور یک کتاب)، همه و همه میتوانند احساس خوب ایجاد کنند. احساسی که ما را به خواندن کتابهای بیشتر ترغیب میکند…
کامپیوتر یا رایانه ابزاری است که بر روی آنچه به آن میدهند ( و اصطلاحاً به آن ورودی گفته میشود ) عملیاتی انجام میدهد که به آن پردازش میگویند و نتیجه مطلوب را به دست میدهد که خروجی نامیده میشود.
نام کامپیوتر
در زبان انگلیسی «کامپیوتر» به کسی میگفتند که محاسبات ریاضی را (بدون ابزارهای کمکی مکانیکی) انجام میداد.
معنای واژهی فارسی رایانه
واژهی رایانه از مصدر رایانیدن ساخته شده که در فارسی میانه به شکلِ rāyēnīdan و به معنای «مرتّب کردن، نظم بخشیدن و سامان دادن» بوده است.
تاریخچه کامپیوتر
در گذشته دستگاه های مختلف مکانیکی ساده ای مثل خط کش محاسبه و چرتکه نیز رایانه خوانده می شدند.
اهمیت کامپیوتر
در پرتو امکانات بی شماری که بوسیله کامپیوتر فراهم آمده است امروزه جوامع بشری با گامی محکم و استوار به سوی تسلط هر چه بیشتر بر علم و تکنولوژی پیش میروند
نسل های کامپیوتر
واژه نسل برای تقسیم بندی مراحل پیشرفت و تکامل کامپیوتر ها به کار میرود هر از گاهی تحولات مهمی در زمینه سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر ها پدید آمده است که دامنه این تغییرات به حدی بوده است که اصطلاحاً گفته میشود نسل جدیدی از کامپیوتر ها به وجود آمده است.
انواع کامپیوتر
۱ – کامپیوتر های بزرگ (Main Frame) ۲ – کامپیوترهای کوچک (Mini Computer) ۳ – ریز کامپیوترها (P .C .) یا (Micro Computer)
بخش های اصلی کامپیوتر
۱٫ سخت افزار ۲ . نرم افزار
introduction-t…ardware-trends
سخت افزار رایانه (Hardware)
مجموعه ای از عناصر فیزیکی و قابل لمس در کامپیوتر را سخت افزار کامپیوتر مینامند. مانند مدارهای الکترونیکی ، ترانزیستور ها و IC ها.
نرم افزار رایانه (Software)
برنامه های کاربردی و برنامه های سیستم که توسط انسان نوشته میشوند. یعنی نرم افزار ، رابط بین کاربر رایانه و سخت افزار است.
تعریف سیستم
سیستم عبارت است از مجموعه ای از عناصر مرتبط به هم که هدف خاصی را انجام میدهند.
کامپیوتر چگونه کار می کند ؟
کامپیوتر مانند انسان است ولی به تنهایی ، قادر به انجام عملی نیست بلکه باید به کامپیوتر دستور العملی به نام برنامه داده شود . برنامه ها به زبانهای سطح پایین یا سطح بالا نوشته می شوند و به این زبان ها ، زبانهای برنامه نویسی می گویند .
سیستم عامل
رایانه همیشه نیاز دارد تا برای بکارانداختنش حداقل یک برنامه روی آن در حال اجرا باشد
کاربردهای کامپیوتر
کامپیوتر ها در مؤسسات تجاری و صنعتی ، شرکتها های هواپیمایی ، مؤسسات تحقیقاتی ، علمی و پزشکی و …. کاربرد دارند
چرا باید علم کامپیوتر را بیاموزیم؟
امروزه همگان به این باور رسیده اند که فراگیری استفاده عملی از رایانه کاری اجتناب ناپذیر برای زندگی در دنیای فوق مدرن امروزی است
برخی اصطلاحهای کامپیوتری
بیت ، بایت ، کیلو بایت ، مگابایت ، گیگابایت ، هگزابایت ، بوت یا دیسک آغاز گر ، حافظه دسترسی تصادفی (RAM) ، کارت صدا یا صوت ،کارت گرافیک (VGA) ، واحد پردازش مرکزی (CPU) ، داده ، هارد دیسک (دیسک سخت) ، سخت افزار ، شبکه ، مادربورد
بازیگران : Josh Brolin, Miles Teller, Jeff Bridges
خلاصه داستان : این فیلم داستان واقعی آتش نشانان دلیری را به تصویر میکشد که ریسک بالایی را میپذیرند تا شهری را از آتش نجات دهند.
داستانهای برگرفته از زندگی قهرمانان و فداکاران بسیارند، اما فیلمهای خوب کمی بر اساس این داستانها ساخته شدهاند. «تنها دلیران» روایت دلاوران کوهستان «گرانیت» و چالشهای پیش رویشان در بهبوهه آتشسوزیهای منتهی به سال ۲۰۱۳ است. اگرچه شاید فیلم کمی طولانی بنظر برسد، اما هم از نظر احساسی قویست و هم از نظر دراماتیک ارضا کننده است و اگر یک ساعت اول فیلم بگونهای ساخته شده که بنظر میرسد سازندگان آن قصد دارند با پیش زمینههای فراوان و نیز زمینهسازی فیلم را کش بدهند، در عوض نیم ساعت پایانی فیلم بخوبی سرهم بندی شده است. کارگردان اثر «جوزف کوزینسکی» علیرغم شهرتش در رفع و رجوع مشکلات فنی «میراث ترون» نشان داد که رگ خواب مخاطب را نیز در دست دارد.
Only the Braveنمیخواهم جزئیات را برای کسانی که نمیدانند ( یا فراموش کردهاند ) در آتشسوزی تپه «یارنل» در ژوئن سال ۲۰۱۳ چه اتفاقی افتاد آشکار کنم، اما داستان «تنها دلیران» به حادثه مذکور منجر میشود که صحنه پایانی و دراماتیک فیلم را شامل میشود. بخش اول فیلم شامل جزئیات شکلگیری دسته دلاوران کوهستان «گرانیت» از زمان تمرین/انتخاب ( گروه پشتیبان ) تا آمادگی کامل دسته دلاوران در سال ۲۰۰۸ میشود. اگرچه دسته «دلاوران کوهستان گرانیت» متشکل از بیست مرد بود، اما تمرکز فیلم تنها بر دو تن از آنان است و سایرین در کسوت نقشهای مکمل به تصویر درآمدهاند. «اریک مارش» ( جاش برولین ) رهبر/سرپرست گروه و کارآموز جوانش «برندن مک دونا» ( میلز تلر ). اگرچه عناصر فیلم آشنا و گفتگوها و نحوه روایی نیز کلیشهای هستند، اما شخصیتها بخوبی شکل گرفتهاند. نقشها با قدرت ایفا شدهاند و حس اتحاد بین اعضای دسته به خوبی به چشم میخورد
«کوزینسکی» از فیلمنامهای که مزید شهرت «کن نولان» و «اریک وارن سینگر» بود ( بر اساس مقالهای از «شان فلین» بنام «راه خروجی نیست» چاپ شده در مجله «جیکیو» ) اثری درخور واقعیت پدید آورد. اگرچه فیلم در «آریزونا» تصویربرداری نشده، اما اکثر لوکیشنها در «مکزیک» چشماندازی مشابه دارند. صحنههایی که شامل آتشسوزی هستند نه تنها آموزندهاند ( حداقل برای کسانی که تنها با نحوه اطفا حریق شهری آشنایی دارند ) بلکه تاثیرگذار نیز هستند. حتی اگر در تهیه فیلم از جلوههای ویژه کامپیوتری استفاده شده باشد ( که با توجه به پیشزمینهای که از «کوزینسکی» سراغ داریم و نیز گستردگی آتش در جنگل محتمل بنظر میرسد ) باز هم چیزی از یکپارچگی آن کم نخواهد شد. در فیلمهای اینچنینی که شامل شخصیتهای حقیقی در بازسازی دقیق وقایع تاریخی میشوند جلوههای بصری خوب میتوانند به ترقی داستان کمک کنند. ( و زمانی هم که این کار به خوبی انجام میشود کسی متوجه آن نمیشود. )
Only the Brave«جاش برولین» و «میلز تلر» تنها بازیگرانی بودند که بیش از نقشهای فرعی با داستان همسو بودند. اجرای «برولین» قدرتمند و مطمئن است. «اریک» هنگام کار آرام و ساکت است اما خارج از حیطه کاری هر لحظه آماده انفجار و فوران است. شخصیت «برندن» که توسط «تلر» ایفا میشود در مسیر رستگاری قرار دارد چراکه قصد دارد زندگی بی هدفش را کنار بگذارد و بتواند برای دختر نوزادش پدری کند. «جنیفر کانلی» ( در نقش همسر «اریک» )، «جف بریجز» ( که در نقش رئیس «اریک» بوضوح رفتار عجیبی از خود بروز میدهد )، «جیمز بجدال» ( در نقش معاون «اریک» ) و «تیلور کیش» ( در نقش «کریس مکنزی، یکی از دلاوران کوهستان گرانیت ) نقشهای فرعی را برعهده دارند.
Only the Braveشاید قویترین چیزی که میتوان در مورد فیلم گفت این باشد که «تنها دلیران» داستان مردان است، نه آتشی که با آنان در جنگ است. فیلم اصرار دارد آتشسوزی جنگل را کار اشرار جلوه دهد درحالیکه اینها نیروهای طبیعت هستند- خطرناک، مخرب و حیلهگر، اما برای همسویی بیشتر با عرف داستانی تجسم نیافتهاند. اینکه پیشرفت داستانی «تنها دلیران» سرعت منظمی ندارد بخشی به این خاطر است که برای توضیح هیچیک از لحظات فیلم از پیش بسترسازی نشده است. در عوض با مجموعه داستانی از برادری مواجه هستیم که علیرغم اوج و نتیجه قابل تشخیص زمان فیلم را صرف بسط و شرح یک لحظه نمیکند ( اگرچه فیلم شامل پیش درآمدهای زیادی میشود ).
در یک تصادف ناراحت کننده این فیلم در یکی از مخربترین فصول آتشسوزی سالهای اخیر روانه سینما میشود. البته در این مورد نمیتوان انگشت اتهام را به سمت «کلمبیا پیکچرز» گرفت چراکه زمان اکران فیلم ماهها پیش از این تعیین شده است. با این وجود سطح آگاهی در حال حاضر افزایش یافته و توانایی «تنها دلیران» در نشان دادن خطرات و روشهای مقابله آتشنشانها در شرایط چنینی ممکن است حس سپاسگزاری مخاطب را نسبت به شغلی چنین خطرناک افزایش دهد ( و البته اهمیت پیروی از فرمان تخلیه ). «تنها دلیران» یک اکشن پیش پا افتاده و مسخره مثل «طوفان آتش» نیست بلکه درامی جدی با شخصیتهایی واقعی و شرایط قابل باور است.